تبلیغات
حقیقت ریاضی - زبان ریاضی بدن!

بهار می آید تا بگوید اگر نمی توان همیشه سبز ماند، میشود دوباره سبز شد.

محمد روحی کریمی

جستجو

 

زبان ریاضی بدن!

جمعه 14 خرداد 1389   02:47 ب.ظ


نوع مطلب : کاربردهای ریاضیات ،

برخی از دانشمندان بر این باورند که کل جهان هستی نوعی هولوگرام غول پیکر است، یعنی توهمی است باشکوه، با همه جزئیاتش. شواهدی در کار است که نشان می دهد جهان ما و هر چه در آن است، از دانه های برف تا درختان کاج تا شهاب های فروافتاده و الکترون های چرخان، همگی فقط تصاویر شبه وار و یا فرافکنش هایی از سطح واقعیتی است چنان دور از واقعیت خاص ما که تقریبا ورای مکان و زمان قرار می گیرد.

معماران اصلی این ایده حیرت آور دو تن از برجسته ترین متفکران جهان هستند، اولی دیوید بوهم، فیزیکدان دانشگاه لندن و هوادار اینشتین و یکی از مهم ترین فیزیکدانان کوانتوم و دیگری کارل پریبرام، متخصص فیزیولوژی اعصاب از دانشگاه استنفورد و نویسنده کتاب درسی فیزیولوژی اعصاب به نام زبان های مغز.

نظریه های دنیس گابور باعث تحول و گسترش تئوری هولوگرام شد و این نظریات نخستین بار در سال 1947 توسط خود وی صورت بندی و برشمرده شد. هدف وی بیشتر تحول در میکروسکوپ الکترونی، که در آن موقع وسیله ای ابتدایی و ناقص به شمار میرفت بود. رویکرد وی ریاضی وار بود و ریاضیاتی که به کار می برد به واقع نوعی حسابان محسوب میشد که دانشمند فرانسوی، ژان فوریه در قرن هجدهم ابداع کرده بود. به طور خلاصه آنچه فوریه پرورانده بود نوعی روش ریاضی وار بود جهت تبدیل هرگونه طرح و الگویی هرچند پیچیده به زبان امواج ساده. درعین حال، این را نشان داد که این اشکال موج گونه را چگونه می توان به همان شکل اولیه شان برگرداند.

به کمک مبدل های فوریه، گابور توانست تصویر شیء را در فضای تار و مه آلود الگوهای تداخلی روی تکه ای فیلم هولوگرافیک ضبط کند. سپس سعی کرد به یاری آنها راهی بیابد که دوباره همان الگوهای تداخلی را به تصویر شیء اولیه بازگرداند.

اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد، محققان گوناگونی با پریبرام تماس گرفتند و گفتند که به شواهدی دست یافته اند که ثابت می کرد هر سیستم تصویری در حکم یک تجزیه کننده فرکانس هاست. از آنجا که هر فرکانس به اندازه تعداد نوساناتی است که یک موج در ثانیه داراست، این مطلب قویا نشان میداد که مغز هم ممکن است چنان رفتار کند که یک هولوگرام.

قضایا به هر حال در سال 1979 با کشفیات فیزیولوژیست های مغز دانشگاه برکلی کالیفرنیا، آقای راسل و خانم کارن دو والوآ، فیصله یافت. آنها جهت آزمون تصویر خود از معادلات فوریه جهت تبدیل الگوهای چهارخانه و شطرنجی به صور موجی ساده بهره بردند سپس خواستند بیازمایند که چگونه سلول های مغز در کورتکس بصری به این تصویرهای جدید موج گونه پاسخ می دهد. آنچه یافتند این بود که سلول های مغز نه فقط به الگوهای اولیه، که به همه آنچه تعبیر فوریه از آنها بود نیز پاسخ می دهند. بنابراین فقط میشد به یک نتیجه رسید: اینک مغز از ریاضیات فوریه استفاده می برد تا تصاویر بصری را به زبان فوریه ای صور موجی تبدیل کند.

کشفیات دو والوآ را بعدها آزمایشگاه های بسیار دیگری در سرتاسر دنیا تأیید کردند. همچنین بیش از یک قرن پیش از کشفیات دو والوآ، فیزیولوژیست و فیزیکدان آلمانی، هرمان فون هلمولتز، نشان داده بودکه گوش، خود یک تحلیل گر فرکانس هاست. تحقیقات اخیر نشان داده است که حس بویایی ما  بر اساس آنچه فرکانس های اوزمیک مینامند قوام یافته و کارهای بکسی از سوی دیگر به وضوح نشان داده بودکه پوست ما به فرکانس های ناشی از ارتعاشات حساس است و حتی تا آنجا پیش رفت که بگوید حس چشایی نیز حاصل تحلیل های فرکانسی است. نکته جالب اینجاست که بکسی به کشف این نکته نیز نایل آمد که آن دسته از معادلات ریاضی نیز که او را بر آن می داشت تا پیش بینی کند چگونه آزمون شونده ها به فرکانس های گوناگون ارتعاشات پاسخ می دهند از نوع فور یه ای بود!


تالبوت، م. (1386)، جهان هولوگرافیک، ترجمه: داریوش مهرجویی، نشر هرمس، ص: 35.


نوشته شده توسط : محمد روحی کریمی