تبلیغات
حقیقت ریاضی - استاد!؟

بهار می آید تا بگوید اگر نمی توان همیشه سبز ماند، میشود دوباره سبز شد.

محمد روحی کریمی

جستجو

 

استاد!؟

یکشنبه 24 آبان 1388   09:15 ق.ظ


نوع مطلب : نقد و بررسی ،

سال­ها میان نخبگان آموزش کشور این صحبت رد و بدل می شد که باید شرایطی ایجاد شود تا هر کسی که در خود توانایی ادامه تحصیل را می بیند بتواند وارد دانشگاه شود و خود را به عنوان یک دانشجو محک بزند، در سال 85 این ایده آل آموزشی تحقق یافت و با باز شدن درهای دانشگاه پیام نور به روی دانش آموزان متقاضی ورود به دانشگاه تقریبا همه وارد دانشگاه شدند.

ورود خیلی عظیمی از دانش آموزان به دانشگاه پیام نور این دانشگاه را به کانون توجه بسیاری از افراد تبدیل کرد. تعداد دانشجویان زیاد این دانشگاه که دیگر به کارکنان ادارات محدود نمیشد باعث شد کلاس های آن به شدت افزایش یابد و در این راستا تعداد بسیار زیادی از دانشجویان و فارغ التحصیلان دوره های کارشناسی ارشد و دکتری (و برخی از دانش آموختگان دوره کارشناسی!!!) به عنوان مدرس به این دانشگاه راه یابند و به عنوان مدرس مدعو یا حق التدریسی مشغول به کار شوند.

این مدرسین که اغلب جوان، بدون سابقه تدریس و ناآماده بودند در تدریس خود با موانعی جدی روبرو شدند.

مهمترین مسئله، تأمین مالی و امنیت شغلی است. این افراد که تازه وارد دنیای کار شده اند از نظر مالی حقوق بسیار ناچیزی به آنها داده میشود که گاها از کارکنان بخش خدمات دانشگاه نیز حقوق کمتری دریافت می کنند. این حقوق ناچیز خود زمینه ساز بسیاری از مشکلات دیگر شد. از جمله، بسیاری از مدرسین با افزایش ساعات تدریس خود (حتی در مواردی همه روزهای هفته از صبح تا شب) سعی در جبران کسری مالی خود دارند که سبب ناآماده بودن و خستگی بیشتر مدرسین سر کلاس ها است، این مدرسین در پایان ترم نیز فرصت تصحیح درست و دقیق تمام برگه ها را نیز ندارند که سبب افزایش احتمال ضایع شدن حق دانشجو می شود.

نبود امنیت شغلی نیز سبب شد بسیاری از مدرسین به تدریس به عنوان یک کار فرعی نگاه کنند و به دنبال یافتن شغلی دیگر باشند که همین امر باعث دور شدن مدرسین از فعالیت های پژوهشی و ناآمادگی علمی آنها سر کلاس درس شد.

مسئله دیگر آن است که سیاست گذاری دانشگاه پیام نور با واقعیت های جاری در آن انطباق ندارد که خود مشکلاتی را نه تنها برای مدرسین مدعو که حتی اعضای هیات علمی ایجاد کرده است. در حالی که کلاس های این دانشگاه صرفا برای رفع اشکال ایجاد شده و همین عنوان را نیز یدک می کشد ولی در اصل در این کلاس ها مانند همه دانشگاه های دیگر درس تدریس می شود و رفع اشکالی در کار نیست زیرا اغلب دانشجویان اصلا درس را نمی خوانند که اشکالی داشته باشند و در کلاس ها با مبانی درس خود آشنا می شوند!!! بنابراین دانشگاه به اندازه رفع اشکال پول می دهد ولی مدرس به اندازه تدریس کامل یک درس کار می کند و البته دانشجو و دست اندرکاران دانشگاه نیز همین انتظار را دارند!!!

مسئله دیگر عدم ارتباط مناسب میان مدرسین حق التدریسی با اعضای محترم هیأت علمی دانشگاه و کارکنان آن بود. اعضای هیأت علمی و کارکنان (البته تعداد قابل توجهی از آنان) به مدرسین تازه وارد به عنوان افراد جوان و مهمانان ناخوانده ای نگاه میکنند که به طور موقت در جایگاهی قرار گرفته اند که شایستگی آن را ندارند. این امر که سبب برخوردهای تنگ نظرانه و بعضا نچندان محترمانه بود باعث سرخوردگی بیش از پیش مدرسین حق التدریسی شد، آنان که در ازای کار سختی همچون تدریس پولی دریافت نمی کردند احترامی نیز نمی دیدند.

این مدرسین البته اشکالاتی در خود داشتند به طور مثال بیشتر این مدرسین اشرافی بر موضوعات کتاب های درسی نداشتند و روش های تدریس و کلاس داری را نیاموخته بودند که خود منجر به بی اعتمادی دانشجویان و تقویت بعضی از تنگ نظری ها شد.

اکنون بعد از گذشت 3 سال از سونامی ورود خیلی عظیم متقاضیان به نظر می رسد دانشگاه پیام نور در حال بررسی تنگناها و کاستی های گذشته است، اگر این مطالعات بخواهد این دانشگاه را در مسیر درستی قرار دهد باید شامل سیاست گذاری و ارزیابی درست مدرسین باشد که در غیر این صورت به طور حتم با شکست رو به رو می شود.

روش هایی برای تأمین مالی مدرسین، بیمه و امنیت شغلی، افزایش اختیارات مدرسین حق التدریسی در کلاس، افزایش ارتباط مدرسین و اعضای هیأت علمی و اصلاح رفتار کارکنان دانشگاه میتواند شروع مناسبی برای آن باشد.

در این میان نباید وظیفه دو قشر را نادیده گرفت. ابتدا خود مدرسین حق التدریسی باید برای احقاق حقوق خود تلاش بیشتری را به خرج دهند، این افراد با انعکاس مشکلات خود به سیاست گذاران و یا از طریق ارتباط مؤثر با اعضای هیأت علمی و تصمیم گیران میتواند در تسهیل و تسریع این روند اقدام مؤثری را انجام دهند که برای خود و جامعه علمی کشور نتایج مبارکی را به همراه خواهد داشت.

گروه دوم دانشجویان هستند، دانشجویان نیز باید بدانند که بهتر شدن وضعیت مدرسین آنها اول از همه برای دانشجویان مفید خواهد بود بنابراین آنان نیز باید برای بهبود وضعیت از امکانات خود از جمله انعکاس مشکلات از طریق انجمن ها، تشکل ها و یا مجلات دانشجویی اقدام کنند.

به امید روزی که جامعه علمی کشور پایدار و پویا باشد...


نوشته شده توسط : محمد روحی کریمی